آیلا و دوستانش
جمعه به خونه یکی از دوستان بابایی برای عرض تبریک ( خونه جدید خریدن) رفته بودیم . هر کدوم از دوستای بابایی یک پسر ٥ و ٤ ماه بزرگ تر از آیلا دارن با مزه هست هر کدوم یک مدلی بودن . امیر رضا خیلی آروم و ساکت - نیما خیلی نازنازی -آیلا حسابی شیطون
این هم عکسهای سه نفریشون


آغاز بی قراری نیما جون

چه لمی هم داده مثل حاج آقاها

وای اوج گریه هست نیما جون نترس خاله فقط یک عکس کوچولو می گیرن. نازی امیر رضا هم داره می ره نیما رو دلداری بده

نیما فرار رو به قرار ترجیح داد . آیلایی هم که با تعجب نگاه می کنه که نیما داره گریه می کنه و امیر رضا هم مثل همیشه ساکت و آقا نشسته
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آیلا و دوستانش
